العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
46
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
هم ثواب دارند و هم عذاب كشند ، در بهشت برخورد دارند و بر درهاى آن مزاحمت كنند . 2 - در كشاف گفته : نفر كمتر از ده است و جمعش انفار است سپس بوسيله ابن جرير طبرى از ابن عباس روايت كرده كه آن پريان هفت تن بودند از اهل نصيبين كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آنها را پيامبر قوم خود نمود ، و از زر بن حبيش است كه 9 گردباد بودند . 3 - آيا در شب استماع پريان از عبد اللَّه بن مسعود همراه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بوده يا نه ؟ روايات در اين باره اختلاف دارند . 4 - قاضى در تفسيرش از انس روايت كرده كه من با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در كوههاى مكه بودم و ناگاه پيرى عصا زنان پيش آمد . پيغمبر فرمود : راه رفتن و آهنگ پرى است ، گفت : آرى ، فرمود : تو از كدام پريانى ؟ گفت : من هامة بن هيم بن لاقيس بن ابليسم ، فرمود : ميان تو و ابليس جز دو پدر نيست ، چند سال دارى ؟ گفت عمر دنيا را دارم جز اندكى از آن و در زمان قابيل و هابيل ميان تپهها راه ميرفتم و بسيارى از آنچه بر او گذشته بود يادآور كرد ، و در اين ميان گفت : عيسى به من گفته : اگر محمّد را ديدى سلام مرا به او برسان ، من سلام او را رساندم و به تو ايمان آوردم . گفت موسى به من تورات را آموخت و عيسى عليه السّلام انجيل را و تو هم قرآن را به من ياد بده ، و به او ده سوره آموخت و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در گذشت و بپايانش نرسانده بود . در تفسير قول خدا « وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ » اختلاف است ، برخى گفتند : چون رسول خدا قصد خواندن قرآن بدانها نداشت خدا دل آنها را بوى گرائيد و آنها را واداشت كه بدان گوش دادند و از اين رو فرمود : چند پرى را رو بسوى تو كرديم و چونش حاضر آمدند بهم گفتند خاموش باشيد و گوش بدهيد و چون بپايان رسيد برگشتند نزد قوم خود و آنها را بيم دادند ، و اين نشود جز پس از ايمان به قرآن